شریجه

لغت نامه دهخدا

( شریجة ) شریجة. [ ش َ ج َ ] ( ع اِ ) باردانی که از چوب خرما و جز آن سازند جهت بار خربزه و مانند آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || کمانی که از چوب شریج سازند. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کمانی که از نی سازند. ( غیاث اللغات ). || کابک کبوتران که از نی ساخته باشند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). آشیانه کبوتران که از نی سازند. ( از اقرب الموارد ). || پاره ای از هر چیزی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || قطعه ای از پی که پر تیر را بدان محکم بندند. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || جلد کتاب. ج، شَرائج. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

باردانی که از چوب خرما و جز آن سازند جهت بار خربزه و مانند آن یا کمانی که از چوب شریج سازند.

جمله سازی با شریجه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تنها ۱۰ دقیقه پس از پرواز هواپیمای بسی به صورت غیرقابل کنترلی شریجه زد و بسی کلمن از ارتفاع ۲۰۰۰ فوتی (۶۱۰ متر) به بیرون پرت شد و پس از برخورد به زمین درگذشت. ویلیام ویلز نیز نتوانست هواپیما را کنترل کند و به همراه آن به زمین‌خورد و بر اثر آتش گرفتن هواپیما سوخت.

دماغه یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز