مصلحت اندیشی. [ م َ ل َ ح َ اَ ] ( حامص مرکب ) عمل مصلحت اندیش. || اندیشیدن درباره صلاح کار. به مصالح کار اندیشه گماشتن. خیر و صلاح خویشتن در نظر گرفتن: چون مصلحت اندیشی دور است ز درویشی هم سینه پرآتش به هم دیده پرآب اولی.حافظ.و رجوع به مصلحت اندیش شود.
فرهنگ عمید
خیر و صلاح خود یا دیگری را در نظر گرفتن: چون مصلحت اندیشی دور است ز درویشی / هم سینه پر از آتش هم دیده پرآب اولی (حافظ: ۹۳۰ ).
فرهنگ فارسی
خیرو صلاح خود را در نظر گرفتن: چون مصلحت اندیشی دور است ز درویشی هم سینه پر آتش به هم دیده پر آب اولی. ( حافظ )
جمله سازی با مصلحت اندیشی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون مصلحت اندیشی دور است ز درویشی هم سینه پر از آتش هم دیده پرآب اولی
💡 در عجایب های طور عشق حکمت ها گم است عقل را با مصلحت اندیشی مجنون چه کار
💡 بنابراین، نیازی به مصلحت اندیشی و دل سوزی دیگران نبوده است.
💡 پس از مصلحت اندیشی سرانجام آراء ارکان دولت بر آن شد تا اعتمادالدولۀ وزیر و قرا حسن خان استاجلو والی همدان با بیست هزار سوار که ده هزار از آنان از ایل جلالی روم بودند امیر بیگ را سرکوب کنند.
💡 ظل شه را ظفر از مصلحت اندیشی او نبود امروز بدانائی او در عالم