شرت

لغت نامه دهخدا

شرت. [ ش ِ ] ( اِ صوت ) حکایت آواز صوت کشیده شدن شاخه ها یا شاخه مانندها بر چیزی، نظیر آواز کشیده شدن جارو بر زمین.
- شرت شرت؛ شرت و شرت. حکایت تکرار آواز کشیده شدن جارو بر زمین.
شرة. [ ش َرْ رَ ] ( ع ص ) زن بدتر. ( منتهی الارب ).
شرة. [ ش ِرْ رَ ] ( ع اِمص ) یا شره. نشاط. ( از بحر الجواهر ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). || تیزی جوانی. ( از بحر الجواهر ) ( آنندراج ): شرة الشباب؛ تیزی و نشاط جوانی. ( از منتهی الارب ) ( یادداشت مؤلف )( از اقرب الموارد ). || حرص. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). حرص و آزمندی. ( منتهی الارب ). || شَرّ. ( از اقرب الموارد ). || خشم. || سبکی و خفت عقل. ( از اقرب الموارد ).
شرة. [ ش ِرْ رَ ] ( ع مص ) شره. مصدر به معنی شر است. ( منتهی الارب ). بد شدن. ( تاج المصادربیهقی ) ( دهار ). بدی. ( دهار ). سوء. ( بحر الجواهر ).

فرهنگ فارسی

حکایت آواز صوت کشیده شدن شاخه ها یا شاخه مانند ها بر چیزی نظیر آواز کشیده شدن جارو بر زمین.

جمله سازی با شرت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برنامهٔ ویژهٔ داوطلبان برای بازی‌های آسیایی ۲۰۱۰ در ساعت ۹ بعد از ظهر روز ۲۱ آوریل ۲۰۰۹، با هدف‌گذاری بر روی ۶۰ هزار داوطلب برای بازی‌های آسیایی آغاز شد. به داوطلبان تی شرت آستین کوتاه سبز رنگ، تی‌شرت آستین بلند سبز رنگ، کت ورزشی، شلوار، بطری آب، یک جفت کفش ورزشی و کیف کمری برای استفاده داده شد.

💡 مسلمانان، شبانها و شرتان آنها را به غنيمت گرفتند. در ميان شبانهاى اسير، نوجوانىبود به نام ((يسار)) كه تقسيم غنايم جنگى، نصيب پيامبر صلى الله عليه و آله و سلمگرديد.

💡 يـا بـه تـعـبـيـر ديـگـر بـه مـقـتـضـاى عـلمـش از نـيـازهـاى شـمـا وعوامل خير و شرتان آگاه است، و به مقتضاى حكمتش دستورات و احكامش را با آن هماهنگ مىسازد.

💡 پلیس عکسی از مردی با تی شرت خون آلود که زخم‌هایی بر صورتش دارد منتشر کرده‌است.

💡 -هارپاگون: زود از این‌جا برو و حرف زیادی نزن. زودتر شرت را از خانه من بکن، متقلب دزد، اعدامی!

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز