شترکش
لغت نامه دهخدا
شترکش. [ ش ُ ت ُ ک ُ ] ( نف مرکب ) اشترکش. جزار. نحار. جزیر. که شتر را نحر کند. کسی که شترنحر میکند. ( یادداشت مؤلف ). قصاب. قاصب. هبهبی. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). رجوع به اشترکش شود.
جمله سازی با شترکش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز حجره و شترش دم مزن تو گلخنیی رواستخوان شترکش به حجره گلخن