شترکش

لغت نامه دهخدا

شترکش. [ ش ُ ت ُ ک ُ ] ( نف مرکب ) اشترکش. جزار. نحار. جزیر. که شتر را نحر کند. کسی که شترنحر میکند. ( یادداشت مؤلف ). قصاب. قاصب. هبهبی. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). رجوع به اشترکش شود.

جمله سازی با شترکش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز حجره و شترش دم مزن تو گلخنیی رواستخوان شترکش به حجره گلخن

شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز