لغت نامه دهخدا
شتروان. [ ش ُ ت ُ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) شتربان. اشتروان. ساربان. شتربان. جمّال. و رجوع به اشتروان شود.
شتروان. [ ش ُ ت ُ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) شتربان. اشتروان. ساربان. شتربان. جمّال. و رجوع به اشتروان شود.
= شتربان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سید علیه السلام گفت: شتروانی است به یمن، او را اویس گویند، قدم بر قدم او نهید.