شاهه

لغت نامه دهخدا

شاهه. [ هَِ ] ( اِ ) بادگیر و برج مانندی که بر بالای خانه جهت ترویح هوا بنا کنند. ( ناظم الاطباء ). این معنی را در فرهنگهای دیگر نیاورده اند.
شاهه. [ هََ ] ( اِخ ) نام شهری است از ملک هاماوران که سودابه از آنجا بود. ( فرهنگ جهانگیری ). نام شهری بود بناکرده پدر سودابه در هاماوران و تولد سودابه زن کیکاوس در آن شهر بود. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ نظام ). نام [ شهر ] پدر سودابه زن کیکاوس در زمین هاماوران. ( شرفنامه منیری ):
یکی شهر بد شاه را شاهه نام
همان از در سور و جشن و خرام.فردوسی.

فرهنگ فارسی

بادگیر و برج مانندی که بر بالای خانه جهت ترویح هوا بنا کنند.

جمله سازی با شاهه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو در شاهه شد شاه گردن‌فراز همه شهر بردند پیشش نماز

💡 پردیس شاهه دانشگاه بیهانگ در پارک آموزش عالی شاهه، منطقه چانگ پینگ، پکن، در سمت غربی جاده میانی بی شاه، حدود 26 کیلومتر دورتر از پردیس جاده شوئه یوآن واقع شده است. آدرس پستی شماره 9، خیابان سوم جنوبی است.

💡 یکی شهر بد شاه را شاهه نام همه از در جشن و سور و خرام

💡 در سال 2007، پردیس شاهه دانشگاه بیهنگ در پارک آموزش عالی شاهه، شهر شاهه، منطقه چانگپینگ، حومه شمال غربی پکن شکسته شد]. این پردیس در سپتامبر 2010 مورد بهره برداری قرار گرفت.

روضه یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز