شائم

لغت نامه دهخدا

شائم. [ ءِ ] ( ع ص ) رجل شائم؛ مرد شوم بدفالی آرنده. بدبخت و بدفال. ( ناظم الاطباء ). || نعت از شَیم. رجوع به شَیم شود.

فرهنگ فارسی

مرد شوم بدفالی آرنده بدبخت

جمله سازی با شائم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سـپـس بـراى تـاكـيـد بيشتر اضافه ميكند: اگر مخالفانت حتى اين موضوع را انكار كنندبـراى اتـمـام حـجـت بـه آنـهـا از بـنـى اسـرائيـل سـؤال كـن كـه در آن زمـان كـه ايـن آيـات بـه سـراغـشـان آمـد چـگـونـه بـودنـد(فـاسـئل بـنـى اسرائيل اذ جاءهم ) ولى با اين حال فرعون گردنكش ‍ جبار و طغيانگر نهتنها تسليم نشد بلكه موسى را متهم به ساحر بودن و يا ديوانه بودن كرد و گفت: منگـمـان مـيـكـنـم اى مـوسـى تـو سـاحـر يـا ديـوانـهـاى.(فـقـال له فـرعـون انـى لاظـنـك يـا موسى مسحورا) در بيان معنى مسحور مفسران دو تفسيرگـفـتـه انـد بـعـضى آنرا به معنى ساحر دانسته اند به شهادت آيات ديگر قرآن كه مىگـويـد فـرعـون و فـرعـونـيـان هـمـه جـا او را مـتـهـم به ساحر بودن كردند، و آمدن اسممـفـعول به معنى فاعل در لغت عرب شبيه و نظير دارد مانند مشئوم به معنى شائم كسى كهمايه بدبختى است، و

چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
تیفوسی یعنی چه؟
تیفوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز