سیه چرده. [ ی َه ْ چ َ / چ ِ / چ ُ دَ/ دِ ] ( ص مرکب ) سیه رنگ چه چرده به معنی رنگ و لون باشد. ( برهان ). سیاه رنگ. ( ناظم الاطباء ):
قوی استخوانها و بینی بزرگ
سیه چرده گردی دلیر و سترگ.فردوسی.کی تواند سپیدچرده شدن
آنکه کرد ایزدش سیه چرده.سنایی.ز آفتاب وز مهتاب کرده جامه تو
به روز سرخ و سپید و بشب سیه چرده.سوزنی.آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست
چشم میگون لب خندان دل خرم با اوست.حافظ.رجوع به سیاه چرده شود.
= سیاه چرده: آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست / چشم میگون لب خندان رخ خرّم با اوست (حافظ: ۱۳۴ ).
( صفت ) آن که رنگ چهره اش تیره باشد سیاه توه.
سیه رنگ چه چرده بمعنی رنگ و لون باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کرسی جاه سیه چرده غلامی باشد هفتمین قبه که باشد ز ازل جای زحل
💡 سیه چرده حاجی بشیر آنکه بود دلش از ریاضت سفید و منیر
💡 حبشی گشته دعاگوی مزعفر شب و روز آن سیه چرده بلی هست چو هندوی برنج
💡 وه چه سیه چرده و شیرین لب است چون شکلات است پدر سوخته
💡 بود به دیده مردم چو مردم دیده چه عیب از آنکه شد از تاب خور سیه چرده
💡 شنیده که مویز سیه بود شیرین گرین ز سبز خطان دلبر سیه چرده