سیه خانه
لغت نامه دهخدا
سیه خانه. [ ی َه ْ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) خانه مردم چادرنشین. ( برهان ). خیمه صحرانشینان عرب. ( غیاث ) ( آنندراج ).در اصطلاح کنونی سیه چادر گویند چه این گروه خیمه های سیاه بکار برند. ( حاشیه برهان چ معین ). || کنایه از زندان. ( برهان ) ( غیاث ) ( آنندراج ). || خانه ویران کرده. ( غیاث ) ( آنندراج ). || خانه بدیمن، یعنی خانه ای که میمنت نداشته باشد. ( برهان ). خانه بدیمن. ( ناظم الاطباء ):
در سیه کرده و جامه سیه و روز سیه
به سیه خانه چرخ آیم و در درگیرم.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 545 ).|| ( ص مرکب ) بدبخت. ( غیاث ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
۱ - سیاه چادر. ۲ - زندان محبس ۳ - خانه بدیمن منزل بی میمنت.
جمله سازی با سیه خانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لیلی وحشی ما را نبود خلوت خاص روز هر کس که سیه گشت، سیه خانه اوست
💡 به فکر دل نفتادیم صائب از غفلت نیافتیم که لیلی درین سیه خانه است
💡 چشم ما رفت و سیه خانه سوی صحرا زد بخت سازد که غزالی به بیابان کشدش
💡 از ما بغیر ما همه کس فیض می برد ابر کسان و برق سیه خانه خودیم
💡 آن جلوه برد ره به سوای دل ما با برق مگویید سیه خانه کدام است؟
💡 لیلی معنیِّ بکر، لفظ سیه خانه اش خامهٔ مجنون صفت، طوف خِیم داشتن