سیسنبری

لغت نامه دهخدا

سیسنبری. [ سَم ْ ب َ ] ( ص نسبی ) بمانند سیسنبر معطر و دافع نیش کژدم و جز آن:
ریخته نوش از دم سیسنبری
بر دم این عقرب نیلوفری.نظامی.

فرهنگ فارسی

بمانند سیسنبر معطر و دافع نیش کژدم و جز آن.

جمله سازی با سیسنبری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به داغ لاله ی چهرش نباشد رخی کز دست غم سیسنبری نیست

💡 باشد از تاثیر نوش رافتش زهر را خاصت سیسنبری

💡 زلفت ار گردیده چون عقرب چه باک چون به رخ داری خط سیسنبری

💡 ایا نقش کلک تو بر روی درج چو بر سوسنی رسته سیسنبری

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز