سیر خواب
مترادفها
راه رفتن در خواب
لغت نامه دهخدا
سیرخواب.[ خوا / خا ] ( ص مرکب ) آنکه خواب کامل کند. آنکه زیاد میخوابد. که نیک و به اندازه بخوابد:
به اشک چشم چون خانه کورمیخ کشند
چو غنچه هیچم باشد که سیرخواب کنند.مسعودسعد ( دیوان چ رشید یاسمی ص 95 ).بخت بیدار تو داردمر رعیت را چنانک
دایه طفل نازنین را شیرسیر و سیرخواب.سوزنی.
فرهنگ فارسی
آنکه خواب کامل کند
جمله سازی با سیر خواب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به اشک چشمم چون فانه کورمیخ کشند چو غنچه هیچم باشد که سیر خواب کنند
💡 کجا پهلوان خواند افراسیاب به بیداری او شود سیر خواب