سیخ زدن
مترادفها
فرو کردن، میخ کردن
فرهنگ معین
(زَ دَ ) (مص م. ) ۱ - (عا. ) کنایه از: اصرار کردن. ۲ - تحریک کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - بسیخ کشیدن قطعات گوشت. ۲ - اصرار کردن. ۳ - تحریک کردن.
ویکی واژه
(عا.)
کنایه از: اصرار کردن.
تحریک کردن.
فرو کردن، میخ کردن
(زَ دَ ) (مص م. ) ۱ - (عا. ) کنایه از: اصرار کردن. ۲ - تحریک کردن.
( مصدر ) ۱ - بسیخ کشیدن قطعات گوشت. ۲ - اصرار کردن. ۳ - تحریک کردن.
(عا.)
کنایه از: اصرار کردن.
تحریک کردن.