سیاه شدن
مترادفها
تیره شدن، سیاه گشتن
متضادها
سفید شدن، روشن شدن
لغت نامه دهخدا
سیاه شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) تاریک شدن. اسوداد:
بریده گشت پس آنگاه ششصدوسی سال
سیاه شد همه عالم ز کفر و از کافر.ناصرخسرو.زآن پیشتر که جامه جانت شود سیاه
از مردم سیاه درون اجتناب کن.صائب. || محو شدن. سترده شدن. ( یادداشت بخط مؤلف ):
که فرغول برنتابد آن روز
که بر تخته بر سیاه شود نام.رودکی ( از لغت فرس اسدی ص 316 ).
فرهنگ فارسی
تاریک شدن اسوداد
جمله سازی با سیاه شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گواهیهای زیادی در دست است که تیانتی موجب اختلال در باروری تخم نر میشود و تیانتی به احتمال قوی کارسینوژن (ماده ایجادکننده سرطان) است. مصرف تیانتی موجب سیاه شدن ادرار میشود.
💡 معیرالممالک پس از ورم و سیاه شدن لثه و گذراندن شبی در اغما در ۱۸ صفر ۱۲۹۰ درگذشت. نوهٔ او، دوستعلی معیری، وفات وی را بر اثر داروهای مسمومی میداند که طبیب احتمالاً به تحریک سپهسالار، برای درمان ورم لثه بهکار بردهاست.
💡 سیگار باعث سیاه شدن دندانها به علت نیکوتین و تار موجود در سیگار، بیماریهای لثه به علت تشکیل پلاک باکتری و لقی دندانها به علت مشکل در روند تر میم بافتی لثهها، میشود و اگر بیش از اندازه مصرف شود باعث سرطان دهان، ریه و مجاری تنفسی نیز میشود.