لغت نامه دهخدا
سیاه درون. [ دَ ] ( ص مرکب ) کنایه از عاصی و گنهکار و ظالم و سنگدل. ( آنندراج ):
زآن پیشتر که جامه جانت شود سیاه
از مردم سیاه درون اجتناب کن.صائب.
سیاه درون. [ دَ ] ( ص مرکب ) کنایه از عاصی و گنهکار و ظالم و سنگدل. ( آنندراج ):
زآن پیشتر که جامه جانت شود سیاه
از مردم سیاه درون اجتناب کن.صائب.
بدطینت، بداندیش.
کنایه از عاصی و گنهکار و ظالم و سنگدل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امید رحم ز چشم تو عین ساده دلیست کزین سیاه درون جز ستم نمی آید
💡 مریز خار به راه من ای سیاه درون که خون در آبله اهل درد نیشترست
💡 مجو ز چرخ مروت که این سیاه درون ز دست کور مکرر عصا گرفت و گذاشت
💡 به هر سیاه درون مشنوان ترانه خویش زمین پاک طلب کن برای دانه خویش
💡 فریب دختر رزخورده ای، نمی دانی که این سیاه درون را حجاب کابین است