لغت نامه دهخدا
سکات. [ س ُ ] ( ع مص ) سکوت. ( اقرب الموارد ). خاموش شدن. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ). || ( اِ )آنچه خاموش گرداند کسی را. || خاموشی دراز. || تمامی چیزی. || ماری که تا نگزد معلوم نگردد. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
سکات. [ س ُ ] ( ع مص ) سکوت. ( اقرب الموارد ). خاموش شدن. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ). || ( اِ )آنچه خاموش گرداند کسی را. || خاموشی دراز. || تمامی چیزی. || ماری که تا نگزد معلوم نگردد. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
سکوت خاموش شدن یا خاموشی دراز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در این ماه، پس از کشتهشدن ترنس کراتچر در شهر تولسا ایالت اوکلاهاما و کیت لمونت سکات در شهر شارلوت در ایالت کارولینای شمالی به دست پلیس اعضای جنبش تظاهرات برگزار کردند.
💡 «تا وقتی دیگر نتپد» دربارهٔ عشقی صحبت میکند که هیچگاه نمیمیرد. طبق گفتهٔ لوپز، این ترانه دربارهٔ وقتی است که شما در زندگیتان در وضعیتی خیلی بد هستید و بعضیها وارد میشوند و شما را مجبور میکنند تا دوباره عشق را باور کنید. لوپز همسر پیشین خود مارک آنتونی را آن بعضیها معرفی کرد. مونیکا هرا از بیلبورد، با این متن شعر، این [گفته لوپز] را برداشت میکند: «من تپش (قلبم) را دوباره حس کردم، قوی تر از قبل.» سکات شلتر از پاپکراش، با این متن شعر، به دیدگاه خوشبینانهاش از ترانه اشاره کرد: «من سرزنده هستم، من میتوانم نفس بکشم، من میتوانم احساس کنم، من باور دارم.»