سپید بر

لغت نامه دهخدا

سپیدبر. [ س َ / س ِ ب َ ] ( اِ مرکب ) فصل تابستان. ( برهان ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

فصل تابستان

جمله سازی با سپید بر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نز بهار است رنگ سرخ و سپید بر درخت چنار و بر گل و بید

💡 آن توت سپید بر شاخ درخت چون خیل نجوم برکاهکشان

💡 آن گنهکاری مخروان کنون نفت سپید بر پل آتش ندانم روز حق چون بگذری

💡 دژی بود کش خواندندی سپید بران دژ بد ایرانیان را امید

💡 گر از دمیدن موی سپید بر سر خلق زمانه آیت پیری پدید گرداند

💡 واینک پی موافقت صف صوفیان صوف سپید بر تن مشرق دریده‌اند

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران