لغت نامه دهخدا
اسبهبدخوره. [ اِ ب َ ب َ خوَرْ / خُرْ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) فرّه سپهبدی. فرّه کیانی.
اسبهبدخوره. [ اِ ب َ ب َ خوَرْ / خُرْ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) فرّه سپهبدی. فرّه کیانی.
فر. سپهبدی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایالت فارس از دورهٔ قبل از اسلام به پنج خوره (کوره) تقسیم شدهبود (برای کوره معانی مختلفی ذکر شده از جمله روشنایی، شهر، ولایت و استان). این پنج کوره که در دوره بعد از اسلام نیز برقرار بودند، عبارتند از:
💡 اينك براى جبران ناتوانيت بعد از نماز صبح، ده بار بگو: (سبحان الله العظيم وبحمده و لاحول و لا قوه الا بالله العلى العظيم ) براستى خداوند بوسيله آن تو رااز كورى، ديوانگى، خوره، فقر و ورشكستگى نجات مى بخشد.
💡 اين چنين بود كه حكومت، قدرتش بر همگان افزونتر و خودكامگى اش بيشتر گشت. و بههمان ميزان، اعتماد مردم به خودشان كمتر گشت. و ترديد و دو دلى چون خوره در روح وروان آنان پيش مى رفت. و آنان بتدريج اجسادى بى روح و درختانى خشكيده مى گشتند كهوزشهاى برونى دچار هراسشان مى ساخت.
💡 مقدسی در قرن چهارم، کرمان را بر پنج خوره و ناحیه تقسیم کردهاست: نخستین آنها از سوی فارس، بَرْدَسیر (کرمان امروزی)، سپس نرماشیر، سپس سیرجان، سپس بم، سپس جیرفت.
💡 از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّممنقول است كه: هر كه حجامت كند در روز سه شنبه هفدهم يا چهاردهم يا بيست و يكم ماه او راشفا دهد از دردهاى همه سال، شفا بخشد او را از دردسر و درد دندان و ديوانگى و خوره وپيسى.