سپهر سطوت

لغت نامه دهخدا

سپهرسطوت. [ س ِ پ ِ س َطْ وَ ] ( ص مرکب ) بزرگ منزلت. عظیم الشأن:
جمشید سام حشمت سام سپهرسطوت
دارای زال صولت زال زمانه داور.خاقانی.

فرهنگ فارسی

بزرگ منزلت عظیم الشان

جمله سازی با سپهر سطوت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جمشید سام حشمت، سام سپهر سطوت دارای زال صولت، زال زمانه داور

💡 در داستان‌های حماسی، پادشاه با قدرتی وصف‌ناپذیر بر سپهر سطوت خود حکمرانی می‌کرد و تمام قلمروهای اطراف را تحت فرمان خود درآورده بود.

💡 شاعر با استفاده از استعاره سپهر سطوت، عظمت و شکوه خداوند را در جهان هستی به تصویر کشیده و مخاطب را به تفکر وامی‌داشت.

💡 آن فرمانده نظامی با مدیریت هوشمندانه خود، توانست بر سپهر سطوت دشمن چیره شود و پیروزی بزرگی را برای ارتش خود به ارمغان آورد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران