سپره

لغت نامه دهخدا

سپره. [ س ِ رَ / رِ ] زاج. ( ناظم الاطباء ) ( اشتینگاس ).
سپره. [ س ِ پ َ رَ / رِ ] ( اِ ) قسمی ازلعب و بازی. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اشتینگاس ).

فرهنگ فارسی

قسمی از لعب و بازی

جمله سازی با سپره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اسدالله ملک، ۹ بهمن سال ۱۳۸۰ پس از ۲ سال بیماری، در سن ۶۰ سالگی، بر اثر تومور مغزی در بیمارستان ایرانمهر تهران درگذشت. پیکر او در قطعهٔ هنرمندان بهشت زهرای تهران به خاک سپره شد.

💡 فرشاد حاجی‌پور میلاسی، روز ۲۶ آبان ۱۳۹۸ به اعتراضات ضد حکومتی ماهشهر٬ که به‌دنبال افزایش قیمت بنزین در سراسر ایران آغاز شده بود٬ پیوست. او هدف شلیک مستقیم نیروهای امنیتی قرار گرفت و بر اثر اصابت گلوله به قلبش درگذشت. پیکر او پس از ۳ روز به خانواده‌اش تحویل داده شد و در زادگاهش٬ روستای له‌دراز لردگان به خاک سپره شد.

💡 حرص همیگفت خیز راه سپرهین و هین عقل همیگفت باش پرده مدرهان و هان