سوزمه

لغت نامه دهخدا

سوزمه. [ م َ / م ِ ] ( اِ ) ماست کیسه ای و آن ماستی باشد که در کیسه کنند و می آویزند تا آبش بچکد.( یادداشت بخط مؤلف ): مصاله؛ آب که از سوزمه یعنی ماست بیرون تراود. ( منتهی الارب ). رجوع به سوزم شود.

فرهنگ فارسی

ماست کیسه و آن ماستی باشد که در کیسه کنند و میاویزند تا آبش بچکد آب که از سوزمه یعنی ماست بیرون تراود

جمله سازی با سوزمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غذاهی سنتی: چکدیرمه (استانبولی)، یاهانا، سوزمه (پلو)، دوغ شتر

💡 ولسوالی سانچارَک ۶۰ کیلومتر از شهر سرپل فاصله دارد و از شمال شرق و شرق با ولسوالی گوسفندی، از شمال غرب با ولسوالی سوزمه قلعه، از جنوب شرق با ولسوالی بلخاب و از جنوب‌ غرب با ولسوالی بلخاب محدود می‌باشد.

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز