سوزاننده

لغت نامه دهخدا

سوزاننده. [ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف ) محرق. ( فرهنگستان ): و ماده نزله بعضی گرم و رقیق باشد و بعضی سرد و غلیظ، اما رقیق بعضی تیز و سوزاننده و تلخ باشد. ( ذخیره خوارزمشاهی ).

فرهنگ عمید

۱. کسی که چیزی را بسوزاند.
۲. آنچه چیزی را بسوزاند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) آنکه یا آنچه بسوزاند محرق.
محرق و ماده نزله بعضی گرم و رقیق باشد و بعضی سرد و غلیظ اما رقیق بعضی تیز و سوزاننده و تلخ باشد

جمله سازی با سوزاننده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 محققا اين ستمگران و همه ستمگران روزگار كه مؤ منين و مومنات را گرفتار مى كنند و بعدا از كرده خود پشيمان هم نمى شوند عذاب جهنم در پيش دارند و عذابى سوزاننده (10).

💡 مایعی است مقوی، تقریباً سرد و خشک و جمع‌کننده و زود اثرکننده و تأثیر دهنده قوه و اثر ادویه، قطع و برطرف کننده اخلاط غلیظ و موافق معده‌های ملتهب و بلغمی و سوزاننده بلغم، قطع و برطرف‌کننده صفرا و پاک‌کننده معده و طحال. هرگاه صبح ناشتا میل شود، کشنده قوی کرم معده است. خوردن سرکه گرم و عسل، برطرف‌کننده تنگی نفس می‌باشد.

💡 و در الدر المنثور است كه احمد و عبد بن حميد و ترمذى و ابى يعلى و ابن جرير و ابنابى حاتم و ابن حيان و حاكم (وى سند حديث را صحيح دانسته ) و ابن مردويه و بيهقى -در كتاب شعب - از ابى سعيد خدرى از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) روايت كرده اند كه در ذيل جمله (بماء كالمهل ) فرمود: مانند درد زيت آنقدر سوزاننده است كه وقتى نزديكش مى شود كه بخورد پوست صورتش مى افتد.

💡 فرمولاسیون‌های مختلفی مانند پنوماتیک، هیدرولیک، سوزاننده و غیره برای دوپ لوله وجود دارد که نوع مناسب آن بر اساس کاربرد و فشار مورد انتظار استفاده می‌شود. انتخاب نادرست نوع دوپ لوله ممکن است با وجود بهترین شیوه‌های مونتاژ منجر به نشتی شود.