لغت نامه دهخدا
سوخته بال. [ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) بال و پر ریخته:
با بلبلان سوخته بال ضمیر من
پیغام آن دو طوطی شکرفشان بگوی.سعدی.
سوخته بال. [ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) بال و پر ریخته:
با بلبلان سوخته بال ضمیر من
پیغام آن دو طوطی شکرفشان بگوی.سعدی.
بال و پر ریخته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز آب جود او در بادیه کشتی برود ز آتش تیغش در نیل شود سوخته بال
💡 ای به مسمار قضا دوخته چشم ابلیس به دم گرمروان سوخته بال جبریل
💡 پرتو حسن زبس سوخته بال و پر ما سرمهٔ دیدهٔ عنقا شده خاکستر ما
💡 طاوس فلک هر شب شد سوخته بال و پر هم شمع رخت سوزد گر بال و پری سازد
💡 ز جور و کینه پس آنگه زدند آتش کین به آشیانه ی آن طایران سوخته بال