لغت نامه دهخدا
سوبرا. [ ب َ ] ( هزوارش، اِ ) بلغت زند و پازند به معنی امید و امیدواری باشد. ( برهان ). هزوارش «سوبرا، سوبر»، «پهلوی » اومت. ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ).
سوبرا. [ ب َ ] ( هزوارش، اِ ) بلغت زند و پازند به معنی امید و امیدواری باشد. ( برهان ). هزوارش «سوبرا، سوبر»، «پهلوی » اومت. ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ).
بلغت زند و پازند بمعنی امید و امیدوری باشد
سوبرا (سیارا). سوبرا ( به پرتغالی: Sobral ) یک شهرداری های برزیل و شهرداری و شهر در برزیل است که در سئارا واقع شده است. سوبرا ۲٬۱۲۲٫۸۹۸ کیلومتر مربع مساحت و ۲۰۶٬۶۴۴ نفر جمعیت دارد و ۷۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کروملین با سفرهایی در چندین رویداد خورشید گرفتگی، از جمله در سالهای ۱۸۹۶، ۱۹۰۰ و ۱۹۰۵ شرکت کرد. در سال ۱۹۱۹ او به سوبرا، در برزیل رفت، و میزان انحراف نور ناشی از میدان گرانشی خورشید را اندازه گرفت. نتایج حاصل از این مشاهدات در تأیید نظریهٔ نسبیت عام، که آلبرت انیشتین در سال ۱۹۱۶ پیشنهاد کرده بود، بسیار مهم بود.