لغت نامه دهخدا
سهاک. [ س َه ْ ها ] ( ع ص ) مرد فصیح زودسخن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). مرد فصیح زودسخن که مانند باد در کلام مرور میکند. ( ناظم الاطباء ).
سهاک. [ س َه ْ ها ] ( ع ص ) مرد فصیح زودسخن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). مرد فصیح زودسخن که مانند باد در کلام مرور میکند. ( ناظم الاطباء ).
مرد فصیح زود سخن مرد فصیح زود سخن که مانند باد در کلام مرور میکند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعد از سلطان سهاک در قرون یازدهم و دوازدهم و سیزدهم هجری چهار خاندان دیگر نیز به اسامی زیر دائر گردید.
💡 این خاندانها به جانشینی از پیر بنیامین که پیر ازلی یارسان بودهاست انجام وظیفه میکنند. جانشینی داود کهو سوار، دلیل ازلی را نیز فرزندان هفتاد و دو پیر بر عهده دارند. اما در مواردی به پیر اختیاری برای انتخاب دلیل داده شدهاست و بنابراین یاران برخی خاندانها با اجازهٔ صاحب خاندان نسل بعدی میتواند به سمت دلیل مریدان آن خاندان انتخاب شود. اما سلطان سهاک جایگاه خود را به کسی تفویض ننمود.
💡 سلطان سهاک در زمان اقامت خود در هورامان در روستای شیخان اقامت داشته و در آنجا به دیدار با یاران و پیروانش میپرداخته است. گفته میشود که مکان زیارتگاه در حوالی مکان سابق منزل سلطان سهاک قرار دارد و مقبرهٔ او نیز در آنجا واقع شدهاست.
💡 سرانجام یا کلامِ خزانه یا دیوانِ گهوره نام اصلیترین کتاب مرجع دینی یارسان است و شامل تمام گفتگوهای سلطان سهاک با یارانش در عصر پردیور به بعد است. هنوز نسخه کاملی از این کتاب چاپ نشدهاست و چند کتابی که در ایران و کردستان عراق به چاپ رسیدهاند، هیچیک دربردارندهٔ همهٔ کلامهای مقدس یارسان نیستند بخش اعظم سرانجام به صورت شعر هجائی نگاشته شدهاست.