لغت نامه دهخدا
سنگرف. [ س َ گ َ ] ( اِ ) شنجرف. ( آنندراج ). رجوع به شنگرف، شنجرف و شنجفر شود.
سنگرف. [ س َ گ َ ] ( اِ ) شنجرف. ( آنندراج ). رجوع به شنگرف، شنجرف و شنجفر شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کاخ گردون شد و ماهش همه زنگار خطست بزم بستان شد و سروش همه سنگرف لب است