سنگ قناعت
لغت نامه دهخدا
سنگ قناعت. [ س َ گ ِ ق َ ع َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سنگی که در وقت شدت گرسنگی بر شکم بندند تا ایذای جوع کم شود، چنانکه درزمان آن حضرت ( پیغمبر ) اصحاب می بستند و این عمل مسنون است. ( آنندراج ). سنگی که در شدت گرسنگی بر شکم بندند تا اذیت آن کم گردد. ( ناظم الاطباء ):
سنگ قناعت ما سنگ نشان ما شد
ورنه بسر نرفتی آسان ره توکل.محسن تأثیر ( از آنندراج ).رجوع به سنگ مجاعه شود.
جمله سازی با سنگ قناعت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناگهان درویش دل وارستهای بر شکم سنگ قناعت بستهای
💡 بر شکم سنگ قناعت بند و آسایش گزین سیری از چیزی که ممکن نیست نان دولت است
💡 بر سنگ قناعت ار غباری داری از نیک و بد جهان کناری داری
💡 بر سنگ قناعت ار عیاری داری از نیک و بد جهان کناری داری
💡 در کمر سنگ قناعت هیچ تأثیری نکرد کاش من سنگ قناعت در دهن میداشتم