لغت نامه دهخدا
سمور سیه. [ س َ رِ ی َه ْ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از شب است که عربان لیل گویند.( برهان ) ( آنندراج ). شب. ( فرهنگ رشیدی ):
چو شنگرف سودند بر لاجورد
سمور سیه زاد و روباه زرد.نظامی.
سمور سیه. [ س َ رِ ی َه ْ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از شب است که عربان لیل گویند.( برهان ) ( آنندراج ). شب. ( فرهنگ رشیدی ):
چو شنگرف سودند بر لاجورد
سمور سیه زاد و روباه زرد.نظامی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ندارند گنجینهای هیچکس سمور سیه را شناسند و بس
💡 سمور سیه روبه سرخ تیغ همان قاقم و قندز بیدریغ