سمن عذار
لغت نامه دهخدا
سمن عذار. [ س َ م َ ع ِ ] ( ص مرکب ) سمن خد. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
سمن خد
فرهنگ اسم ها
اسم: سمن عذار (دختر) (فارسی) (تلفظ: s.-eezār) (فارسی: سَمنعذار) (انگلیسی: saman-eezar)
معنی: سمن چهر، ( = سمن چهر )
جمله سازی با سمن عذار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل ز دستم به حسن معنی برد خطّ و خال سمن عذار سخن
💡 در شب عید آن سمن عذار سمنبر با دو غلام سیه درآمدم از در
💡 تا ندهی سینه را به داغ محبّت روی دلی زان سمن عذار نیابی
💡 هشته سمن عذار من، طرّهٔ یاسمین فرو کعبه به ناز افکند، حلّهٔ عنبرین فرو
💡 ای ترک سمن عذار خونریز گر زانک بصید می روی خیز