لغت نامه دهخدا
سمن بناگوش. [ س َ م َ ب َ ] ( ص مرکب ) آنکه بناگوش وی بوی یاسمن دهد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مجموعه مترادفات ص 32 شود.
سمن بناگوش. [ س َ م َ ب َ ] ( ص مرکب ) آنکه بناگوش وی بوی یاسمن دهد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مجموعه مترادفات ص 32 شود.
آنکه بنا گوش وی بوی یاسمن دهد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون رزم کنی و بزم سازی ای لاله رخ سمن بناگوش