لغت نامه دهخدا
سلیح داری. [ س ِ ]( حامص مرکب ) سلاح داشتن. عمل سلاح داشتن:
زهره دهدش بجام یاری
مریخ کند سلیح داری.نظامی.
سلیح داری. [ س ِ ]( حامص مرکب ) سلاح داشتن. عمل سلاح داشتن:
زهره دهدش بجام یاری
مریخ کند سلیح داری.نظامی.
سلاح داشتن. عمل سلاح داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زهره دهدش به جام یاری مریخ کند سلیح داری