لغت نامه دهخدا
سلطان ملکشاه. [س ُ م َ ل ِ ] ( اِخ ) رجوع به ملکشاه و سلجوقیان شود.
سلطان ملکشاه. [س ُ م َ ل ِ ] ( اِخ ) رجوع به ملکشاه و سلجوقیان شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شبی برفی عظیم افتاد در راه سراپرده زده سلطان ملکشاه
💡 همانطور که از نام ایل ملکشاهی بر میآید، این ایل نام خود را از امیر کُرد ملکشاه چمشگزک یا سلطان ملکشاه گرفتهاست. امیر کُرد ملکشاه چمشگزک جمع کثیری بر سر رایت خود جمع نموده سی و دو قلعه و شانزده ناحیه که بالفعل در تصرف حکام چمشگزک بود تسخیر نمود و عشیرت ایشان را به نام جد آنها امیر ملکشاه ایل ملکشاهی خواندند.