سلطان معشوقان
لغت نامه دهخدا
سلطان معشوقان. [ س ُ ن ِ م َ ] ( اِخ ) کنایه از ذات حق سبحانه و تعالی. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
کنایه از ذات حق سبحانه و تعالی
جمله سازی با سلطان معشوقان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آمد از سلطان معشوقان ندا کای براه دوست کرده جان فدا!
💡 در متون ادبی کلاسیک و اشعار عاشقانه، از لقب سلطان معشوقان برای توصیف محبوب بیهمتا و بینظیری که قلب عاشق را تسخیر کرده است استفاده میشود.
💡 شاعران بزرگ در دوران خود، با استفاده از تعبیر سلطان معشوقان، سعی داشتند شکوه و زیبایی خیرهکننده معشوق خود را به بهترین شکل توصیف کنند.
💡 مفهوم سلطان معشوقان در ادبیات عرفانی، نمادی از رسیدن به بالاترین مرتبه عشق و وحدت در میان سالکانی است که در مسیر معنویت حرکت میکنند.