سلطان شکوه

لغت نامه دهخدا

سلطان شکوه. [ س ُ ش ُ ] ( ص مرکب ) آنکه شکوه و جلال وی بمقام سلطان باشد:
دگر روز کاین ترک سلطان شکوه
ز دریای چین کوهه برزد به کوه.نظامی.

فرهنگ فارسی

آنکه شکوه و جلال وی بمقام سلطان باشد

جمله سازی با سلطان شکوه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دگر روز کاین ترک سلطان شکوه ز دریای چین کوهه برزد به کوه