سست نهاد

لغت نامه دهخدا

سست نهاد. [ س ُ ن ِ / ن َ ]( ص مرکب ) بی بنیاد. ناپایدار. نااستوار:
مجو درستی عهد از جهان سست نهاد
که این عجوزه عروس هزار داماد است.حافظ.

فرهنگ فارسی

بی بنیاد. ناپایدار. نا استوار.

جمله سازی با سست نهاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خاک خموش و در خروش سست نهاد و سخت کوش

💡 بنای خاک بنایی است سخت سست نهاد سرای عمر سرایی عظیم مختصر است

💡 گفت چون بر تو کار گردد سخت از جفای سپهر سست نهاد

💡 توبه از بنده بود سست نهاد توبه آنست کش از توست گشاد

💡 توبه توبه ز یار بی آزارم آوخ آوخ ز یار سست نهاد

تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز