سست دل
عبارت «سستدل» در زبان فارسی به کسی گفته میشود که دارای ضعف روحی، عدم استقامت یا بیثباتی در تصمیمات و رفتارهای خود است. این واژه معمولاً بار منفی دارد و در متون ادبی و محاورهای برای اشاره به ترس، کمحوصلگی یا نداشتن استقامت در سختیها به کار میرود.
در معنای روزمره، سستدل به فردی اطلاق میشود که قادر به تحمل فشار، مشکلات یا موانع نیست و بهراحتی دچار تردید، ترس یا عقبنشینی میشود. برای مثال، کسی که در مواجهه با چالشهای کوچک یا سختیهای زندگی سریعاً دست از تلاش میکشد، با این عنوان توصیف میشود. در این معنا، تمرکز بر ضعف روحی و بیثباتی فرد است.
از منظر روانشناسی، سستدل بودن میتواند نشانهای از عدم اعتماد به نفس، اضطراب یا بیثباتی هیجانی باشد. چنین فردی معمولاً در تصمیمگیریها مردد است، از مواجهه با ریسکها میپرهیزد و به سختی میتواند در برابر فشارهای اجتماعی یا شغلی مقاومت کند. این ویژگی میتواند بر روابط فردی و عملکرد اجتماعی او تأثیر منفی بگذارد.
در ادبیات و شعر فارسی، این واژه گاهی به نماد ضعف انسانی یا ناتوانی در عشق و وفاداری به کار میرود. شاعران از این واژه برای توصیف کسی استفاده کردهاند که در برابر وسوسه، سختی یا دلبستگیهای عاطفی پایدار نیست. در این کاربرد، سستدل بار احساسی و اخلاقی دارد و مخاطب را به فکر درباره استقامت، شجاعت و قدرت درونی میاندازد.
مترادفها
دلنازک، ترسو، کمجرات
متضادها
دلیر، شجاع، جسور، استوار
لغت نامه دهخدا
سست دل. [ س ُ دِ ] ( ص مرکب ) ضعیف. ناتوان:
نیک بدحال و سخت سست دلم
حال دل هردو یک نه بر خطر است.خاقانی ( دیوان دکترسجادی ص 63 ).
جمله سازی با سست دل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آوازهٔ کوست نپذیرد به صدا کوه ترسد که شود سست دل از سخت صدائی
💡 سی تن بیبال و پر، رنجور و سست دل شکسته، جان شده، تن نادرست
💡 ای آنک سست دل شدهای در طریق عشق در ما گریز زود که ما برج آهنیم