لغت نامه دهخدا
سرغلیان. [ س َ غ َل ْ ] ( اِ مرکب ) چلم. حقه تنباکو. ( غیاث ) ( آنندراج ). سرقلیان. ( ناظم الاطباء ).
سرغلیان. [ س َ غ َل ْ ] ( اِ مرکب ) چلم. حقه تنباکو. ( غیاث ) ( آنندراج ). سرقلیان. ( ناظم الاطباء ).
(س.َ غَ ) (اِ. ) حقة بالای غلیان که تنباکو را در آن می گذارند.
حقه ای که در آن تنباکو کنند و بالای غلیان گذارند.
حقة بالای غلیان که تنباکو را در آن میگذارند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عمده نقاط سکونت آنها در استان خوزستان عبارتند از از باغ چشمه علی، باغ عبده شاه، دروازه، زمان آباد، قله تل، نصیرآباد، چه درخت، برد سرغلیان و تنگ مو و چم آسیاب.