سرزمین اشغالی

مترادف‌ها

قلمرو اشغالی

متضادها

سرزمین آزاد

فرهنگستان زبان و ادب

{occupied territory} [علوم نظامی] سرزمینی که تحت اختیار و واپایش مؤثر نیروهای مسلح یک کشور خارجی است و شامل سرزمینی نمی شود که ازطریق عقد قرارداد با مقامات غیرنظامی یا در پی موافقت نامه های صلح اداره می شود

ویکی واژه

سرزمینی که تحت اختیار و واپایش مؤثر نیروهای مسلح یک کشور خارجی است و شامل سرزمینی نمی‌شود که ازطریق عقد قرارداد با مقامات غیرنظامی یا در پی موافقت‌نامه‌های صلح اداره می‌شود.

جمله سازی با سرزمین اشغالی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 توفیق امین زیاد دوره ابتدایی را در فلسطین گذراند و سپس جهت یادگیری ادبیات روسی به مسکو رفت. وی طی دوران حیاتش در سرزمین اشغالی زندگی کرد و برای تحقق حقوق مردمش مبارزه کرد. وی عضو حزب کمونیست اسرائیل بنام «راکاح» بود و از طرف این حزب برای بیش از یک دوره انتخاباتی نماینده در کنست اسرائیل بود. وی برای دوره طولانی و تا زمان مرگش رئیس شهرداری شهر ناصریه بود. وی همچنین مترجم نیز بود.

💡 جامعه جهانی و سازمان ملل متحد بارها بر ضرورت خروج نیروهای خارجی از سرزمین اشغالی و بازگرداندن حاکمیت ملی به مردم بومی آن منطقه تأکید کرده‌اند.

💡 حقوق بین‌الملل قوانین بسیار سخت‌گیرانه‌ای را برای مدیریت و برخورد با وضعیت‌های موجود در یک سرزمین اشغالی و حقوق ساکنان آن وضع کرده است.

💡 گزارش‌های حقوق بشری نشان می‌دهند که زندگی روزمره مردم در سرزمین اشغالی به دلیل محدودیت‌های شدید و حضور نظامی، با دشواری‌های بسیار زیادی همراه است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران