سالار ملی، حاجی حسن قراجهداغی، مشهور به ستارخان (متوفی ۱۳۳۲ هـ.ق./۱۲۲۹ هـ.ش.)، در کنار باقرخان، به عنوان یکی از دو مدافع اصلی شهر تبریز در برابر محاصرهٔ قشون محمدعلی شاه قاجار در دورهٔ استبداد صغیر، تاریخساز شد. ایشان به مدت یازده ماه کامل، از ۲۳ جمادیالاول تا ۸ ربیعالثانی ۱۳۲۷ هجری قمری، فرماندهی تمامی مجاهدان تبریز، از جمله ارامنه و قفقازیها را بر عهده داشت. مقاومت سرسختانهٔ تبریزیان که صرفاً تحت هدایت و رهبری مستقیم ستارخان اداره میشد، شهرت وی را از مرزهای ایران فراتر برد و داستان شجاعت و مردانگی او در جهان پیچید.
در پی تداوم محاصره و وخامت اوضاع اهالی تبریز به دلیل نایابی آذوقه، با وساطت کنسولهای روسیه و انگلستان و تأیید دولتین، مقرر شد قوای روس برای شکستن محاصره و بازگشایی مسیر تدارکات وارد تبریز شوند. در روز یکشنبه، هشتم ربیعالثانی ۱۳۲۷ هـ.ق.، نیروهای روس وارد شهر شده و راه جلفا را باز کردند؛ بدین ترتیب، محاصرهٔ طولانی تبریز پایان یافت و امکان ورود مجدد آذوقه فراهم گشت و قوای دولتی از اطراف شهر پراکنده شدند. با پایان یافتن وظیفهٔ ستارخان و باقرخان در دفاع از تبریز و نهضت مشروطه، حضور نیروهای روس در شهر، موقعیتی خطرناک برای این دو سردار ایجاد کرد، از این رو، در اواخر جمادیالاخرهٔ همان سال، ایشان به کنسولگری عثمانی پناه بردند.
سرانجام، در روز ۸ ربیعالاول ۱۳۲۸ هـ.ق.، ستارخان و باقرخان، تحت فشار شدید دولت مرکزی و روسیه، تبریز را ترک کرده و به تهران مهاجرت کردند. در سیام رجب همان سال، در محل اقامتشان در پارک اتابک، درگیری خونینی میان قشون دولتی که قصد خلع سلاح مجاهدان را داشت و مجاهدانی که در برابر این تقاضا مقاومت میکردند، رخ داد. این نبرد با پیروزی قشون دولتی خاتمه یافت که طی آن، سی نفر کشته و سیصد نفر اسیر شدند؛ ستارخان در این واقعه مجروح و باقرخان به اسارت درآمد. دولت پس از این ماجرا، مقرری مناسبی برای ستارخان و باقرخان تعیین کرد. متأسفانه، چهار سال پس از این حادثه، ستارخان بر اثر زخم پایی که از پیامدهای همان درگیری بود، دیده از جهان فروبست.