لغت نامه دهخدا
سخن گستری. [ س ُ خ َ گ ُ ت َ ] ( حامص مرکب ) سخن راندن.
سخن گستری. [ س ُ خ َ گ ُ ت َ ] ( حامص مرکب ) سخن راندن.
سخن راندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که گر بودی آن هم به لفظ دری نماندی مجال سخن گستری
💡 بهر سو که روی آورم اهل فضل گذارند با من سخن گستری
💡 حزین از سخن گستری لب ببند نیِ خامه افکن به طاق بلند
💡 خواست بتاریخ آن مصرعی از بهر فکر کلک امیری بداد داد سخن گستری
💡 که در عهد خود هر سخن گستری که خاص کسی بود در کشوری
💡 چو آراید آن را سخن گستری نباشد به از راستی زیوری