سخن پیرای

لغت نامه دهخدا

سخن پیرای. [ س ُ خَم ْ ] ( نف مرکب ) آنکه سخن را تهذیب کند. فصیح. شیوا. بلیغ:
در خجالت باشد از طبع سخن پیرای خویش
تا خوش آید یا نیاید شعر او بر شیخ و شاب.سوزنی.چیست زرّ و گل به دست الا که خارپای عقل
صید خاری کی شود عقل سخن پیرای من.خاقانی.گر بسیط خاک راچون من سخن پیرای هست
اصلم آتش دان و فرعم کفر و پیوندم زنا.خاقانی.

فرهنگ فارسی

آنکه سخن را تهذیب کند فصیح

جمله سازی با سخن پیرای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر بسیط خاک را چون من سخن پیرای هست اصلم آتش دان و فرعم کفر و پیوندم ابا

💡 نقش مهرخامشی چون موج برخود می‌تپد در محیط حسرت طبع سخن پیرای من

💡 زبان سوزنی در نظم مدحت سخن پیرای و بران همچو صمصام

💡 هر نکت سرّیست کز غیب آمده اینک ببین می نماید معجز از طبعِ سخن پیرای می

💡 چون زر و گل به دست الا که خار پای عقل صید خاری کی شود عقل سخن پیرای من

استمع یعنی چه؟
استمع یعنی چه؟
سرخرگچه یعنی چه؟
سرخرگچه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز