سخن رس
لغت نامه دهخدا
سخن رس. [ س ُ خ َ رَ / رِ ] ( نف مرکب ) زودفهم. زیرک. با ادراک و با فراست. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
زود فهم زیرک با ادراک و با فراست
جمله سازی با سخن رس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مپرس وجه سواد سفینه ها غالب سخن به مرگ سخن رس سیاه پوش آمد
💡 گر او رفت، بر جای او کس نماند سخنگو، سخندان، سخن رس نماند
💡 قدر خزف نباشد بی جوهری گهررا هر جا سخن رسی نیست گفتارگو نباشد
💡 نیکو مثلی زد آن سخن رس کز آدمی است یک هنر بس