سخت پی

لغت نامه دهخدا

سخت پی. [ س َ پ َ / پ ِ ] ( ص مرکب ) نیرومند. قوی. ( ولف ). پرزور که مقاومت داشته باشد:
کنون تا به بینم که با جام می
همی سست باشی وگر سخت پی.
( شاهنامه فردوسی چ بروخیم ج 9 ص 2849 ).

فرهنگ فارسی

نیرومند قوی پرزور که مقاومت داشته باشد.

جمله سازی با سخت پی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به قتلم ازآن کرده ای سخت پی که شاید یزیدت دهد ملک ری

💡 سخت پی سست بود در طلب کوی تو آنک مرد را بادیه بر یاد تو بستان نشود

💡 سکندر دران داوریگاه سخت پی افشرد مانند بیخ درخت

💡 کنون تا ببینم که با جام می یکی سست باشی اگر سخت پی

💡 دست بردارد ز من این سخت پی یا گشاید بندم از تن گفت نی

اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز