سخت پیمان

لغت نامه دهخدا

سخت پیمان. [ س َ پ َ / پ ِ ] ( ص مرکب ) آنکه در پیمان خود وفادار باشد. با وفا. عهد ناشکن: سخت پیمان بود در دین. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 310 ).
دوستان سخت پیمان را ز دشمن باک نیست
شرط یارانست کز پیوند یارش نگسلد.سعدی.

فرهنگ فارسی

آنکه در پیمان خود وفادار باشد

جمله سازی با سخت پیمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با بخت تو تخت سخت پیمان خاتم داری تو را سلیمان

💡 یکی سخت پیمان ستد زو نخست پس آنگه به مردی ره چاره جست

💡 یکی سخت پیمان فگندیم بن بران برنهادیم یکسر سخن

💡 به داور یکی سخت پیمان ببست کزان پس نیارد به بیداد دست

💡 چو شد انجمن شاه بر پای خاست یکی سخت پیمان از ایشان بخواست

برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز