لغت نامه دهخدا
سخت میر. [ س َ ] ( نف مرکب ) آنکه جانش بدشوار برآید. ( آنندراج ):
مشو در حساب جهان سخت گیر
همه سخت گیری بود سخت میر.نظامی.
سخت میر. [ س َ ] ( نف مرکب ) آنکه جانش بدشوار برآید. ( آنندراج ):
مشو در حساب جهان سخت گیر
همه سخت گیری بود سخت میر.نظامی.
آنکه جانش بدشوار بر آید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مشو در حساب جهان سختگیر همه سختگیری بود سخت میر