لغت نامه دهخدا
سخاره. [ س َ رَ ] ( اِخ ) تیره ای از ایل اینانلو، از ایلات خمسه فارس. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 86 ).
سخاره. [ س َ رَ ] ( اِخ ) تیره ای از ایل اینانلو، از ایلات خمسه فارس. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 86 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و گفت: پرهیز از این سخاره، یعنی دنیا، که دلهای علما مسخر خویش گردانیده است.