سبز پوشی

لغت نامه دهخدا

سبزپوشی. [ س َ ] ( حامص مرکب ) عمل سبز پوشیدن:
فلک را داده سَرْوَش سبزپوشی
عمامش باد را عنبرفروشی.نظامی.سبزپوشی به از علامت زرد
سبزی آید بسروبن درخورد.نظامی.

فرهنگ فارسی

عمل سبز پوشیدن

جمله سازی با سبز پوشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سبز پوشی چو فصل نیسانی سرخ‌رو‌یی چو صبح نورانی

💡 فلک را داده سَروَش سبز پوشی عمامش باد را عنبر فروشی

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز