سبحه دار

لغت نامه دهخدا

سبحه دار. [ س ُ ح َ / ح ِ ] ( نف مرکب ) ذاکر. ( شرفنامه منیری ). عابد و متذکر. ( ناظم الاطباء ). || مستغفر. ( شرفنامه منیری ).

فرهنگ فارسی

ذاکر

جمله سازی با سبحه دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 می نماید صد گره را یک گره زنار عشق سبحه داران چون برون آیند ازبازار عشق؟

💡 دل از صد رهگذر باشد پریشان سبحه داران را حواس جمع را شیرازه از زنار می باشد

💡 همای عالم توحید، دانه پرور نیست ز ما دعا برسانید سبحه داران را

💡 چه سازد سعی دهقان چون زمین افتاد ناقابل؟ به می خشکی زطبع سبحه داران برنمی خیزد

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز