سانتوریو
لغت نامه دهخدا
سانتوریو. [ی ُ ] ( اِخ ) لقب فرماندهان دسته های صد نفری سپاه روم است و حقوق ایشان دو برابر حقوق افراد سپاه بود. ( تاریخ تمدن قدیم ایران ).
جمله سازی با سانتوریو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پدر و مادر سانتوریو اشرافزاده بودند. پدر او بهعنوان یکی از مسئولان عالیرتبه شهر، برای جمهوری ونیز کار میکرد. سانتوریو در زادگاه خود تحصیل کرد و تحصیلات خود را در ونیز ادامه داد. در سال ۱۵۷۵ وارد دانشگاه پادوا شده و در ۱۵۸۲ با درجه دکترا ی پزشکی فارغالتحصیل شد. سپس او در ونیز بهعنوان پزشک، مشغول کار شد. جایی که با گالیلئو گالیله آشنایی پیدا کرد.
💡 دو وسیله، یکی برای سنجش تعداد ضربان نبض و دیگری برای تعیین درجه حرارت بدن به سانتوریو منسوب است. اگرچه شاید در ساخت این ابزار او از حلقه دوستان خود، از جمله گالیلئو گالیله الهام گرفته باشد.
💡 سانتوریو در ۲۲ فوریه ۱۶۳۶ بهدنبال یک بیماری طولانی مربوط به مجاری ادرار در گذشت و در کلیسای مریم مقدس بخاک سپرده شد.