سالقه

لغت نامه دهخدا

سالقه. [ ل ِ ق َ ] ( ع اِ ) زره. ظاهراً مأخوذ از سلوق است که دهی است در یمن که زره در آن خوب میسازند چنانکه در منتخب و صراح نوشته. ( آنندراج ) ( غیاث ). || ( ص ) زنی که در مصیبت بسیار بانگ کند و روی خود را طپانچه زندو رخسار را بخراشد. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

زره ظاهرا ماخوذ از سلوق است که دهی است در یمن که زره در آن خوب میسازند

جمله سازی با سالقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در شـرح بـعـضى از احاديث سالقه گذشت كه ميزان در صورتهاى ملكوتى و برزخى وقـيامتى ملكات و قوت آن است، و آن عالم محل بروز سلطان نفس (است )، و ملك بدن تعصىاز آن نـكند. ممكن است در آن عالم انسان به صورت حيوانات يا به صورت شيطان محشورشـود. و در ايـن حـديـث شريف كه ما به شرح آن پرداختيم كه مى فرمايد: كسى كه دردلش حـبـه خـردلى عـصبيت باشد، برانگيزاند خداوند او را با اعراب جاهليت. توانداشاره به آن معنى كه ذكر شد باشد.

💡 مدیر شرکت تأکید کرد که برای ارتقای شغلی، داشتن سالقه کاری مرتبط و تجربه موفق در پروژه‌های قبلی از موارد بسیار ضروری است.

💡 دادگاه برای صدور حکم نهایی، نیاز داشت تا تمام سالقه و پیشینه کیفری فرد متهم را به دقت و با وسواس بررسی نماید.

💡 او با توجه به سالقه طولانی خود در زمینه مدیریت مالی، توانست به راحتی اعتماد اعضای هیئت مدیره را در این سازمان جلب کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران