ساسم

لغت نامه دهخدا

ساسم. [ س َ ] ( ع اِ ) درختی است سیاه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( فهرست مخزن الادویه ) ( الفاظ الادویه ). آبنوس. ( منتهی الارب ) ( دهار )( الفاظ الادویه ). آبنوس سیاه. ( زمخشری ). درخت شیز که نوعی از آبنوس است. || درختی است که از آن کمان سازند. ( منتهی الارب ). و رجوع به سأسم شود.
ساسم. [ س ِ ] ( اِ ) نانخواه وآن تخمی است که بروی خمیر نان پاشند. ( برهان ) ( آنندراج ). و برگزیدگی عقرب طلا کنند نافع باشد. ( آنندراج از هفت قلزم ).نانخواه وزنیان. ( ناظم الاطباء ). سیساما. دانه ای خوشبوی که بروی نان ریزند.

فرهنگ عمید

= نان خواه۲

فرهنگ فارسی

نانخواه

جمله سازی با ساسم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بلوم در فوریه ۱۹۳۸ در الیزابت، نیوجرسی در یک خانواده یهودی به دنیا آمد. او فرزند استر و رادلف ساسمان است. او یک برادر به نام دیوید دارد، که ۵ سال از او بزرگ‌تر است. او می‌گوید که بیشتر دوران کودکی‌اش داستان‌هایی را ذهنش می‌پرورانده‌است.

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز